|
سینمایی
|

در ابتدای فهرست "100 کارگردان" که شامل نام کارگردان، لقب او، توضیحی کوتاه درباره وی و فیلم شاخص اوست، آمده: "از اینکه نام عباس کیارستمی در این فهرست نیست، ما را ببخشید."
این نشریه از هیچکاک به عنوان خود سینما یاد کرده و نوشته هیچ کس به اندازه او تا این حد بی کم و کاست و فریبکارانه به مقوله سرگرمی نگاه نمی کند. هیچکاک جایی گفت: "بعضی از فیلم ها تکه های از زندگی هستند، اما فیلم های من به تکه های یک کیک می مانند." هوش و شوخ طبعی هیچکاک مورد تایید همه است ، هر چند قلبی بسیار سرد داشت. او بازیگران را به "گله" تشبیه می کرد و اصرار داشت تک تک نماها را روی استوری بورد طراحی کند، ضمن اینکه بسیار بی رحمانه با تماشاگر برخورد می کرد ("تا می توانی کاری کن تماشاگر زجر بکشد").
فهرست 100 کارگردان برتر سینما به انتخاب "توتال فیلم" که چهار هفته یک بار (13 شماره در سال) منتشر می شود، به ترتیب نام، لقب و فیلم شاخص، به شرح زیر است:
ا- آلفرد هیچکاک، استاد خیمه شب بازی، "سرگیجه"
2- مارتین اسکورسیزی، دون، "رفقای خوب"
3- استیون اسپیلبرگ، هنرمند جهانی، "ئی تی. موجود ماورای زمینی"
4- هوارد هاکس، همه فن حریف، "دستیار همه کاره او"
5- فرانسیس فورد کوپولا، پدرخوانده، "پدرخوانده : قسمت2"
6- اورسن ولز، جادوگر، "همشهری کین"
7- اینگمار برگمان، اعتراف کننده، "پرسونا"
8- استنلی کوبریک، گوشه گیر، "2001: یک ادیسه فضایی"
9- پیتر جکسن، استاد حلقه، "سه گانه "ارباب حلقه ها"
10- دیوید فینچر، کمال گرا، "باشگاه مشت زنی"

برگرفته شده از سنترال کلوپ
نشريه وال استريت ژورنال آمريكا در شماره هفت سپتامبر خود مجموعهي تلويزيوني «مدار صفر درجه» را مورد نقد و بررسي قرار داد.
به گزارش (ايسنا) وال استريت ژورنال ابتدا خلاصهاي از ماجراي داستان اين سريال را به رشتهي تحرير درآورده و پس از آن محتواي آن را مورد نقد و بررسي قرار داده است كه در قسمتهايي از اين گزارش چنين آمده است: «مدار صفر درجه» داستان عشق ميان يك پسر جوان ايراني ـ فلسطيني و يك دختر فرانسوي ـ يهودي را در دوران جنگ جهاني دوم به تصوير ميكشد كه پس از به قدرت رسيدن حزب نازي در آلمان مجبور به كوچ اجباري ميشوند.
اين مجموعه يكي از پرهزينهترين مجموعههاي تلويزيوني است كه تا به حال توسط تلويزيون دولتي ايران ساخته شده است.
وال استريت ژورنال مدعي شده است: اگرچه در ظاهر داستان اين مجموعه تلويزيوني مخالف سخنان محمود احمدينژاد است كه هولوكاست را يك افسانه خوانده است اما در باطن اين سريال نيز مانند بسياري ديگر از مجموعههاي تلويزيوني ساخته شده به دنبال بيان و القاي پيامهاي سياسي دولت ايران است.
اين روزنامه در ادامه پس از ارايه كارنامهي مختصري از كارهاي حسن فتحي، سخناني از نويسنده و كارگردان اين مجموعه نقل كرده است.
«ايرانيان همواره بين يهوديان معمولي و اقليت صهيونيست تفاوت قائل ميشوند. به عقيده ما كشتار يهوديان بيگناه در جريان جنگ جهاني دوم همان قدر رقتانگيز است كه كشتار زنان و كودكان بيگناه فلسطيني.»
وال استريت ژورنال مجموعه «مدار صفر درجه» را تنها تلاش دولت ايران براي ترميم تصوير ضد يهودي رايج از ايران ميخواند و به نقل از محمدعلي ابطحي، از معاونان رييسجمهور سابق كشور مينويسد: ايران با ساخت اين مجموعه روشي جديد براي گفتوگوهاي سياسي را گسترش ميدهد كه با جهان مدرن سازگارتر است.
به نقل از اين گزارش، حسن فتحي كه نويسنده فيلمنامه اين مجموعه تلويزيوني نيز است، چهار سال پيش با مطالعه اسناد سفارت ايران در فرانسه در زمان جنگ جهاني دوم و جريانات صدور گذرنامه ايراني براي نجات دادن جان يهوديان، ايده ساخت اين سريال را شكل داده است.
همچنين وي علت انتخاب نام سريال را نيز شرايط بحراني دنيا در آن هنگام و راههاي محدودي كه براي جلوگيري از وقوع بحرانهاي در پيش وجود داشت، عنوان كرده است.
اين گزارش در پايان ضمن تمجيد از نقشآفريني «شهاب حسيني» در اين سريال كه در شهرهاي اروپايي پاريس و بوداپست نيز فيلمبرداري شده است، از ترانه تيتراژ، اين مجموعه تلويزيوني به عنوان يك اثر با ارزش و محبوب نزد ايرانيان نام برده است.
نشريه وال استريت ژورنال WSG يك روزنامه بينالمللي انگليسي زبان است كه در نيويورك چاپ ميشود. براساس آمار سال 2006 اين نشريه روزانه 2 ميليون نسخه تيراژ داشته كه بخشي از آن در اروپا و آسيا توزيع ميشود. هم چنين سايت اين نشريه روزانه در حدود نهصد و سي يك هزار بازديدكننده دارد.
یکی از سریال های جدید شبکه سوم سیما سریال حلقه سبر می باشد که قرار است تا چند هفته دیگر ( احتمالا بعد از راه بی پایان ) از این شبکه پخش شود . مورد قابل توجه در مورد این فیلم کارگردانی آن می باشد مطلبی که باعث کنجکاوی من شد .
کارگردانی این فیلم ۱۳ قسمتی بر عهده ی ابراهیم حاتمی کیا می باشد . در واقع این دومین تجربه حاتمی کیا بعد از خاک سرخ در سیما می باشد . مدت زمان هر قسمت ۵۰ دقیقه و تهیه کننده ی آن پیر هادی می باشد .

خلاصه داستان :
اين سريال در واقع داستان سفري جالب به اعماق معنا ومفهوم واقعي حيات است . داستان اين سريال در مورد جواني است معلول كه دچار مرگ مغزي شده و پزشكان در صدد انتقال قلب او به يك گيرنده قلب بر مي آيند . روح حسن مخالف اين كار است زيرا مي داند در اين صورت بايد به عالم ديگري هجرت كند . يك دانشجو به نام مريم قادر به ديدن وارتباط با روح حسن است . رفتار روح حسن ماجراهای پیچیده ای را در پی خواهد داشت . . .

در مورد بازیگران اطلاعات زیادی ندارم ولی تا اونجایی که متوجه شدم حمید فرخ نژاد و حمیرا ریاضی در این فیلم ایفای نقش می کنند .
|
نام فيلم : زوزو از سینما ۴ تاريخ پخش : |
||
|
86/07/13 خلاصه فيلم : |
||
|
جنگ های داخلی لبنان به اوج خود رسیده است، ولی زوزوی 10 ساله و خانواده اش سعی بر کنترل خود و تحمل اوضاع به عادی ترین حالت ممکن را دارند. پدربزرگ ومادربزرگ زوزو مدت هاست به سوئد مهاجرت کرده اند جایی که بقیه ی خانواده نیز قصد عزیمت به آن جا را دارند و منتظرند به محض دریافت گذرنامه و بلیت به آنجا بروند. خانواده زو زو را به بهانه ای به بیرون می فرستد، به محض این که او آپارتمان را ترک می کند، به خانه حمله می شود و پدر و مادرش کشته می شوند. پس از این که برادر بزرگتر زوزو به شکل مرموزی ناپدید می شود، تنها راه باقی مانده برای پسرک برداشتن گذرنامه و بلیت و رفت به فرودگاه است زوزو که قوه تخیل فوق العاده ای داردتنها همدم او جوجه ای است که زوزو در تصور خود با او حرف می زند. در راه با دختری هم سن و سال خودش ملاقات می کند که می خواهد با زوزو فرار کند چون مورد خشونت ناپدری اش قرار می گیرد. آنها در ایستگاه بازرسی متوقف می شوند، دخترک به خانه باز می گردد و زوزو با کمک یکی از افسران به نزد پدر و مادر بزرگش می رود. او زندگی متفاوتی را در سوئد شروع می کند. عوامل فيلم : |
||
| تهیه کننده/ کارگردان: جوزف فارس/ لارس جانسون باریگران اصلی: عمادکردی / آنتونت تورک |
نام: ابراهیم حاتمی کیا

...............................................
متولد 1340در تهران. فارغ التحصیل فیلمنامه نویسی از دانشگاه هنر.
با ساخت فیلمهای کوتاه و مستند در رابطه با سینمای جنگ آغاز کرد. فیلمهای جنگی او از بهترینها به شمار می آیند. او یکی از بهترین کارگردانان دهه هفتاد سینمای ایران به حساب می آید. هر فیلم واکنشهای اغلب مثبت را در پی دارد. او برای ساخت فیلم آژانس شیشه ای جایزه بهترین فیلمنامه و کارگردانی را از شانزدهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. در ضمن در دوره های برگزاری جشنواره فیلم فجر به فیلمهای او (خاکستر سبز، روبان قرمز و ارتفاع پست) بی احترامی هم شده است.
بخشی از فیلم شناسی
هويت 1365
ديده بان 1367
مهاجر 1368
وصل نيكان 1370
از كرخه تا راين 1371
خاكستر سبز 1372
بوي پيراهن يوسف 1373-74
برج مينو 1375
آژانس شيشه اي 1376
روبان قرمز 1377
موج مرده 1378-79
مجموعه خاك سرخ 1379-80
ارتفاع پست 1380
به رنگ ارغوان 1383
به نام پدر 1384
معرفي فيلم
**********************************************************************
وصل نیکان :
خلاصه داستان :
در زمانی که دشمن شهرها را بمباران می کند، جوانی به نام امیر، که از افراد گروه مهار کردن موشک های عمل نکرده است، تصمیم دارد با مریم ازدواج کند.
موعد عقد آن دو روزی است که دشمن تهدید کرده شهر را با خاک یکسان خواهد کرد. در بحبوحه ای که همه در فکر نجات جان خود و گریختن از شهر هستند امیر اصرار دارد جشن ازدواج در روز مقرر برگزار شود. از اطرافیان آنها کسی حاضر به ماندن در شهر و شرکت در مراسم نیست. امیر موشکی را خنثی می کند، اما خودش مجروح می شود. مریم در بیمارستان، موقعی که امیر زیر چادر اکسیژن است، به ملاقات او می رود
**********************************************************************
از کرخه تا راین
خلاصه داستان :
سعید که بر اثر بمب های شیمیایی نابینا شده به همراه گروهی از همرزمانش برای معالجه به آلمان اعزام می شود. لیلا خواهر سعید که سال هاست در آلمان با شوهر آلمانی و پسرشان یوناس (یونس) زندگی می کند، سعید را در آسایشگاه می بیند. بین سعید و یونس رابطه عاطفی عمیقی برقرار می شود. یکی از همرزمان بسیجی سعید قصد دارد پناهندگی کشور دیگری را بپذیرد و سعید و دوستان دیگرش نسبت به عمل او معترض هستند. با کوشش های پزشکان متخصص یکی از چشم های سعید معالجه می شود اما آزمایش هایی که بر روی او انجام می شود روشن می کند که سعید بر اثر گازهای شیمیایی مبتلا به نوعی سرطان خون شده است. همسر او در ایران زایمان می کند و سعید پس از معالجه ای نافرجام می میرد و پس از مرگ او خواهرش لیلا عازم ایران می شود
********************************************************************
خاکستر سبز

خلاصه داستان :
هادی برای تحقیق درباره فیلم جدیدش که ماجرای آن در بوسنی می گذرد با دوربین ویدیویی عازم آن کشور می شود. عکاسی به نام عزیز از خود یک نوار صوت به جا گذاشته و وصیت کرده که هادی به دنبال دختری به نام فاطمه بگردد که عکسش در اختیار هادی قرار گرفته و پس از ملاقات با او نیمه پلاکش را از او بگیرد. هادی در طول سفر با حنیفه آشنا می شود که اهل بوسنی است و زبان فارسی می داند. حنیفه هادی را برای عبور از مرز کرواسی یاری می دهد و با او برای یافتن فاطمه کوشش می کند. هادی در می یابد که عزیزقصد داشته با فاطمه ازدواج کند و او را به ایران بیاورد. اصغر دوست مشترک هادی و عزیز ماجرای عزیز و فاطمه را فراموش شده می داند و از هادی می خواهد از پیگیری ماجرا دست بردارد. هادی که همچنان در قصد خود مصمم است توسط نیروهای کرواسی دستگیر و مجبور به خروج از این کشور می شود. هادی و اصغر و حنیفه در بوسنی به جبهه نبرد با صرب ها می روند. هادی مجروح و با چشمان آسیب دیده به پشت جبهه منتقل می شود. او خانه فاطمه را که بر اثر انفجار نابود شده می یابد و سپس به بیمارستان اعزام می شود. فاطمه در درمانگاه ، نیمه پلاک عزیز را که از دست هادی به زمین افتاده پیدا می کند اما نشانی از او نمی یابد
************************************************************************
بوی پیراهن یوسف
خلاصه داستان :
دایی غفور برخلاف دیگران که اعتقاد دارند پسرش یوسف که پلاکش را از شکم کوسه درآورده اند شهید شده ، معتقد است که پسرش هنوز زنده است. شبی دایی غفور که راننده فرودگاه است دختری بنام شیرین را که از فرانسه می آید سوار می کند و متوجه می شود که برادر شیرین بنام خسرو قرار است همینروزها آزاد شود. و شیرین هم منتظر آزادی برادرش است. دایی غفور به این دلیل به شیرین احساس نزدیکی می کند. به دایی غفور خبر می رسد که خسرو توسط عراقی ها کشته شده. اما دایی غفور این خبر را به شیرین نمی دهد و برخلاف واقعیت خانه شیرین را چراغانی می کند. شیرین به محض اینکه از واقعیت خبردار می شود از دایی غفور دلگیر شده و قصد رفتن از ایران را دارد. اما داماد دایی غفور که معالجه خود را نیمه کاره رها کرده و به ایران آمده تا به مرز برود و شاهد آزادی اسرا باشد خبر می دهد که اسم خسرو در لیست آزاد شده هاست. دایی غفور شیرین را از رفتن به فرانسه باز می دارد و او را شبانه با خود به مرز قصر شیرین می برد. صبح روز بعد که اسرا آزاد می شوند شیرین یوسف را در میان اسرا می بیند و ...
***********************************************************************
برج مينو
خلاصه داستان :
موسی در آستانه زندگی مشترکش با مینو نامه ای دریافت می کند که در آن از او خواسته شده به عنوان تنها بازمانده دکل دیده بانی ققنوس، برای جمع آوری دکل به جزیره مینو برود. منصور، برادر مینو در آن دکل شهید شده و موسی در منطقه خاطراتش را از او و جنگ برای مینو مرور می کند و تا لحظه شهادت منصور را شرح می دهد. مینو موقع پایین آمدن از دکل سقوط می کند و زخمی میشود. مینو پس از چهار روز در بیمارستان به هوش می آید و با پیغامی از موسی مواجه می شود که او را به دلیل تعارض زندگی مرفه فعلی اش با دوره جنگ ترک کرده است. مینو به دکل ققنوس می ود و به موسی در برچیدن دکل کمک می کند .
**********************************************************************
آژانس شيشه اي
خلاصه داستان :
حاج کاظم دوست همرزمش عباس را پس از سال ها در یکی از خیابان های شلوغ تهران می بیند. عباس با همسرش نرگس برای مداوای ترکشی که در گردن دارد عازم بیمارستان است. حاج کاظم که با اتومبیلش مسافرکشی می کند، او را به بیمارستان می برد و پزشک معالج وضعیت عباس را بحرانی تشخیص میدهد. و اصرار می کند که در اسرع وقت عباس به بیمارستانی در لندن منتقل شود. زن و شوهر در خانه حاج کاظم ساکن می شوند تا مقدمات سفر مهیا شود. بهمن پزشک همرزمشان ویزای سفر را تهیه میکند و حاج کاظم نیز با فروش اتومبیل خود درصدد تهیه هزینه بلیط هواپیما است. خریدار اتومبیل به وعده اش عمل نمی کند و حاج کاظم پس از مرافعه با رئیس آژانس کاکتوس که قصد دارد بلیت رزور شده کاظم وعباس را به شخص دیگری واگذار کند، با گرفتن اسلحه یک سرباز وظیفه افرادی را که در آژانس هستند به عنوان شاهد نگه می دارد تا امکان سفرعباس و خودش به لندن فراهم شود. دو مامور امنیتی به نام های احمد همرزم حاج کاظم و سلحشور وارد ماجرا می شوند و پس از گفت و گو عده ای از شاهدان آزاد می شوند. سلحشور در مقابله با حاج کاظم معتقد به شدت عمل است. اما احمد به شیوه خود غائله را فیصله می دهد و همراه با حاج کاظم و عباس به سوی لندن پرواز می کند. قبل از خروج ازهواپیما از مرز هوایی کشور، هنگام تحویل سال نو، عباس جان می سپرد .
***************************************************************
روبان قرمز
خلاصه داستان :
محبوبه زن جوان و جنگ زده اي است که پس از پايان جنگ تک و وتنها به مزرعه ويران شده اش در جنوب مي رود. داود مامور خشن خنثي سازي ميين هاي زمان جنگ مانع ورود محبوبه به خانه اش مي شود. به تدريج قاسم و دوست افغاني اش به نام جمعه که شديدا به لحاظ فکري متفاوت از داود است به محبوبه علاقمند مي شوند و هر يک به شيوه خود اين علاقه را ابراز مي کنند
****************************************************************
موج مرده
خلاصه داستان :
یک فرمانده نیروی دریایی سپاه به نوعی با نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس درگیر میشود. اما در همین حال ، مشکلاتی برای یکی از فرزندانش پیش می آید...
****************************************************************
ارتفاع پست
خلاصه داستان :
ماجراي افرادي كه به دنبال كار به بندرعباس مي روند اما در بين راه هواپيما را و ساير سرنشينان را به گروگان مي گيرند و ...
****************************************************************
به رنگ ارغوان
خلاصه داستان :
بهزاد مامور امینتی به دنبال دستگیری یک عامل نفوذی به نام شفق که برای دیدن دخترش بطور پنهانی وارد ایران شده، ارغوان (دختر شفق) را بشکلی کاملا حرفه ای زیر نظر می گیرد. در این میان رابطه ای عاطفی بین او و ارغوان شکل می گیرد و ...
****************************************************************
به نام پدر
خلاصه داستان : ماجرا ي داستان بين پدر و دختريست كه در مناطق جنگ زده زندگي مي كنند . پي حادثه ي پاي دختر روي مين مي رود كه نهايتا پزشكان مجبور به قطع پاي دختر(گلشيفته فراهاني ) مي شوند. اين مين همان ميني است كه پدر ( پرستويي) در سالهاي جنگ براي نيروهاي بعثي كاشته .
***************************************************************
خاك سرخ

خلاصه داستان :
دختر كه پس از سالها زندگي در خانواده ي ثروتمند متوجه مي شود خانواده ي اصلي او در خوزستان زندگي مي كنند به همرا ه همسر خود راهي خوزستان مي شود . اما زمان حركت آنها همزمان با شروع جنگ است در اين راه همسر خود را از دست مي دهد و نهايتا پس از تحمل روزها سختي و مشقت رزست زماني كه خرمشهر سقوط مي كند با فداكاري در خود مادر و خواهر خود را ملاقات مي كند.
بي شك خاك سرخ تاثير گذارترين سريال جنگي ست كه تا كنون در سيما ساخته شده حاتمي كيا فيلم خود را بودن استفاده از جنگ ساخته و پر داخته مي كند و داستان خود را روايت مي كند و در پايان با اشاره به محوريت جنگ در بطن داستان سقوط خرمشهر را به تصوير مي كشد. صحنه هاي پاياني فيلم به قدري تاثير گذار است كه باعث مي شود بيننده خود را در ميدان جنگ قرار دهد و با تمام وجود غم از دست رفتن خرمشهر و شادي وصال خانواده را درك مي كند .
بی شک حاتمی کیا صاحب سبک و تاثیر گذار ترین گارگردان در زمینه دفاع مقدس می باشد
بهمن 85 در مراسم اختتاميه جشنواره فيلم فجر .
حبيب الله كاسه سازتهيه كنندي فيلم اخراجي ها براي گرفتن سيمرغ بلورين بهترين فيلم از ديد تماشاگران بر روي سن رفت . و زماني كه طلايي ترين سيمرغ جشنواره را گرفت از كارگردان فيلمش مسعود ده نمكي خواست به روي سن بيايد تا به پاس تشكر از زحماتش سيمرغ را به او اهدا كند. اما ده نمكي از آمدن به روي سن امتناع كرد و زماني كه با اصرار مجري جشنواره و حبيب كاسه ساز مواجه شد به روي سن آمد اما بر خلاف عرف جشنواره به پشت تريبون رفت و با لحني مظلومانه و مدعيانه به راي منتقدان و داوران جشنواره انتقاد كرد . و ادعا كرد كه حق فيلم او بيش از اين ها بوده ده نمكي كه پيش از اين به عنوان مستند ساز( مستند فقر و فحشا ) شناخته مي شد. موفق شد جو حاكم بر سالن را به نفع خود آماده و مهيا بسازد تا حدي كه تماشاچيان با هورا كشيدن دست زدن و سوت زدن هاي پي در پي صحبت هاي او را تاييد كردنند و در واقع حق را به او دادند . من هم كه فيلم را نديده بودم با ديدن اين نمايش تا حدي حق را به ده نمكي دادم .
اما...

طي دو سه روز بعد راديو ايران كه طبق معمول گوشه اي از برنامه ي خود را به جشنواره اختصاص داده بود تحت تاثير عمل ده نمكي با جواد طوسي منتقد سينماي ايران گفتگو كرد . جواد طوسي بعد از بررسي كمي و كيفي جشنواره در بخش كوتاهي گفتگوي خود را به رفتار و صحبت هاي مسعود ده نمكي معطوف كرد . و با انتقاد شديد از رفتار گستاخانه ي ده نمكي اين رفتار او را ناشي از آماتور بودن او در سينما و تحت تاثير قرار گرفتن در جو حاكم بر سالن دانست . طوسي در بخشي از كلامش عنوان كرد اخراجي ها اولين كار سينمايي ده نمكي يست و او نبايد انتظار مي داشت كه جوايز ديگر را هم به خود اختصاص بدهد و در پايان هم از تهمتي كه ده نمكي به داوران زده بود ابراز نارضايتي كرد.( اون موقع من باز حق رو به ده نمكي دادم چون به نظرم صحبت جواد طوسي نامعقول بود كارگردان هايي مثل اورسون ولز براي همشهري كين يا جوزپه توناتوره براي سينما پاراديزو در حالي جايزه اسكار بردند كه اولين فيلمشون بود).

چند وقت بعد اخراجي ها اكران عمومي شد .
خبرها ي سينمايي از همه جا ميرسيد فيلم كذا ركورد پر فروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران رو هم شكست . اينقدر تبليغ شد كه ديدن فيلم ضروري به نظر مي رسيد . بلاخره قسمت به ديدن فيلم شد . شروع فيلم كليشه اي بود اما هنوز براي قضاوت زود بود .
بخش اول فيلم يعني تا جايي كه گروه اخراجي ها به جبهه اعزام شدند راضي كننده بود . اما روايت داستان در صحنه هاي جبهه و جنگ برايم آشنا بود . گاهي اعمال و رفتار اخراجي ها در جبهه باعث خنده مي شد اما باز احساس مي كردم فلان صحنه يا فلان ديالوگ برايم آشناست . يه كم فكر كردم متوجه شدم كه فلان صحنه رو قبلا تو يه فيلم جنگي كه در همون سالهاي جنگ ساخته شده بود ديدم ( همون فيلم هاي احساسي كه كه معلوم نبود فيلم جنگي يا ملودرام). يا بيشتر كه دقت كردم متوجه شدم فلان ديالوگي كه اوسيوند گفت رو قبلا به صورت لطيفه ( جك ) شنيده بودم . فيلم كه تموم شد مات و مبهوت مونده بودم كه كجاي اين فيلم باعث شده كه اين همه استقبال ازش بشه. چون به نظرم به جز بازي ها فيلم چيز ديگه اي نداشت . كارگرداني و فيلمنامه كه اگه نگم افتضاح بود مجبورم بگم بي خود بود .



اصلا كارگرداني حرفي براي گفتن نداشت و تنها چيزي كه باعث مي شد يك بار ديدن فيلم ارزش داشته باشه بازي هاي زيبا بود . كامبيز ديرباز / امين حيايي / جواد هاشمي/ علی اوسيوند /ارژنگ امیر فضلی/ محمد رضا شريفي نيا و اكبر عبدي خيلي خوب هنر خودشون رو به نمايش گذاشتند ولي باز ديدن فيلم با هنر اينها هم بيشتر يك بار لطفي نداشت . حتي كاركتري مثل شخصيت شريفي نيا تكراري بود به شكلي كه كارگردان سعي نكرده بود ديالوگي جديد بسازد و از همان ديالوگ هايي كه قبلا شريفي نيا در دو فيلم دنيا و ازدواج به سبك ايراني استفاده كرده بود بهره جسته و در واقع از كاركتري آماده سود برده بود .( كاري غير حرفه اي كه به شخصيت هنري كارگردان لطمه مي زند )
اخراجي ها اولين فيلمي نبود كه جنگ رو با طنز بيان مي كرد. قبلا كمال تبريزي در اين ژانر فيلمي در خور ستايش ساخته بود( ليلي با من است ) . در ليلي با من است بار طنز فيلم تماما با پرويز پرستويي بود . اين فيلم نه تنها در كارگرداني و فيلمنامه يك بود . بلكه دكوپاژ و ميزانسن هاي اين فيلم به بهترين شكل خود رعايت شده بود . علاوه بر آن ديالوگ هاي دسته اول به همراه بازي به ياد ماندني پرستويي تشكيل خنده دار ترين صحنه ها رو مي داد . به نظرم اگر ليلي با من است را در ژانر فيلم هاي معنا گرا قرار دهيم اشتباه نكرده ايم . چون بر خلاف اخراجي ها كه پيام اخلاقي خود را به بدترين وكليشه اي ترين شكل ممكن بيان كرده بود ليلي با من است با نحوه ي بيان طنز و پيام اخلاقي خود به عنوان يك فيلم جريان ساز در سينماي ايران مطرح شد.
با اين تفاسير كوتاه و ناقص اعتقاد دارم اگر قرار بود اخراجي ها و ليلي با من است در زمان حال اكران مي شد ليلي با من است به جاي 2 ميليارد فروش اخراجي ها بايد بيشتر از اين هافروش مي كرد.
ذكر اين نكته را لازم مي دانم كه بنده قصد جسارت به فيلم ده نمكي را نداشتم اما فكر مي كنم ميزان فروش بايد با خود فيلم تناسب داشته باشد. كه ارزش هنري اخراجي ها به مراتب پايين تر از ميزان موفقيتش در گيشه هست . و به اين نتيجه مي رسيم كه صحبت جواد طوسي منتقد برجسته سينماي ايران درست بوده است .

به گزارش خبرنگار سينمايي "مهر"، نيل گابر نويسنده يهوديتبار در کتابش تحت عنوان "امپراتوري از آن خودشان: چگونه يهوديان هاليوود را اختراع کردند" به سال 1988 نشان داد که بزرگترين استوديوهاي هاليوود از جمله کلمبيا، مترو گلدوين ماير، برادران وارنر، پارامونت، يونيورسال و فاکس قرن بيستم توسط يهوديان تاسيس شده اند و به واسطه يهوديان اروپاي شرقي اداره مي شوند. زماني که فيلم هاي ناطق پا به عرصه ظهور گذاشتند، هاليوود مورد تاخت و تاز نويسندگان يهودي قرار گرفت.
در گذشته مستعدترين آژانسهاي اطلاعاتي آمريکا توسط يهوديان اداره مي شدند و نفوذ اين قوم در اصنافي چون وکالت و پزشکي بسيار پررنگ بود. اما با تاسيس صنعت فيلمسازي غرب همگي به سمت هاليوود گسيل شدند. اسکات فيتزجرالد از تاسيس صنعت فيلمسازي غرب به منزله جشني براي يهوديان ياد مي کند و معتقد است که اداره هاليوود به واسطه يهوديان بيشتر شبيه يک تراژدي است.
احاطه هاليوود توسط يهوديان چنان سريع صورت گرفت که هنري فورد در کتاب "استقلال نازپرورده" به اين نتيجه ميرسد که يهودیان تنها بر 50 درصد از صنعت فیلمسازی احاطه ندارند بلکه تمامی آن را در اختیار دارند. اینگونه است که در حال حاضر جهان علیه تحقیرهای حاصل از صنعت سرگرمی سازی مسلح شده، چرا که با روی کارآمدن یهودیان در هالیوود مشکلاتی در زمینه ساخت فیلم های سینمایی بوجود آمده که عواقب آن در سال های آینده مشخص می شود.
نورمن اف کانتور، پرفسور دانشگاه نیویورک در مطالعاتی که به سال 1994 انجام داد به این نکته اشاره کرد که تولید فیلم در هالیوود و توزیع آن در 50 سال نخست حیات هالیوود، تحت سلطه یهودیان مهاجر صورت می گرفته است و در حال حاضر نیز قسمت اعظم فیلمسازی در آمریکا تحت کنترل یهودیان است. جدیدترین وجه این موضوع را می توان در قالب تاسیس استودیو دیسنی در دهه 1990 مشاهده کرد که مدیران آن همگی یهودی هستند.
جاناتان گولدبرگ، خبرنگار و تاریخدان یهودی، در تحقیقی که در سال 1996 انجام داد، نوشت: "سهم یهودیان در صنعت سرگرمی سازی بیش از جمعیت آنها در آمریکاست. یهودیان در پست های مدیریتی رسانه ها به ویژه در سمت مدیریت استودیوها حضور دارند و حضور آنها به گونه ای است که از آن نمی توان تنها به عنوان سلطه یهودیان بر هالیوود یاد کرد، چرا که بیش از این است."
به گزارش "مهر" ، تنها نگرشی به اظهارات یهودیان کافی است تا دریابیم چرا اکثریت قریب به اتفاق نویسندگان، کارگردانها و تهیهکنندگان هالیوودی را یهودیان تشکیل می دهند. آماری که اخیراً ارائه شده نشان می دهد که 59 درصد از فیلمهای مطرح هالیوود توسط یهودیان تولید شدهاند. بی تردید نفوذ این قوم در یکی از تاثیرگذارترین صنایع آمریکا می تواند برای آنها قدرت سیاسی بسیاری به ارمغان آورد. آنها مهمترین منبع حمایت از نامزدهای دموکرات هستند و سیاست های آمریکا را به سمت و سوی مورد نظر خود هدایت میکنند.

تهیهکنندگان یهودی هالیوود در سال 1948 اسرائیل را پایه ریزی کردند و در این میان رابرت بلاموفی تلاش های بسیاری کرد. وی در این مورد می گوید: "ناگهان اسرائیل به خانه ما تبدیل شد و احساس کردیم که هویت داریم. این عامل به ما روحیه می داد."
با روی کار آمدن یهودیان رفته رفته تصویر مسلمانان در فیلم های هالیوودی به پنداره ای از افراد ظالم و بی فرهنگ تبدیل شد که این امر بیش از پیش نمایانگر حمایت هالیوود از اسرائیل و موضع گیری آن علیه مسلمانان و جهان اسلام بود. صنعت فیلمسازی غرب در حمایت از صهیونیسم اقدام به خلق یک ژانر جدید در سینما کرد که نزاع میان اعراب و اسرائیلی ها را در محوریت داشت.
هالیوود برای نیل به این هدف در طول 50 سال گذشته اقدام به ساخت فیلمهای گوناگونی کرده که دربرگیرنده قهرمانها و ضدقهرمانها بوده اند. به عبارت دیگر می توان گفت که در این آثار قهرمانها یهودیان اسرائیلی و ضد قهرمانها مسلمانان بودهاند. دهه 1960 به تنهایی شاهد ساخت 9 فیلم ضد اسلام بود که در زمره آثار مطرح سینمای آمریکا جای داشتند.
صنعت فیلمسازی غرب در سال 1994 فیلم "دروغهای حقیقی" را روانه سالن های سینما کرد. این فیلم شرح حال ماموری است که باید از اقدامات تروریستی یک مرد عرب جلوگیری به عمل بیاورد. از دیگر فیلمهایی که با رویکرد ضد عرب و ضد اسلام ساخته شد می توان به آثاری چون "تصمیم نهایی"، "کاظم"، "بدون دخترم هرگز" و "محاصره" اشاره کرد.با این وجود تنها گذر تاریخ است که نشان می دهند دروغ های حقیقی ریشه در کدامین کشور دارند و تا چه میزان در تشویش اذهان عمومی جهان تاثیرگذار بوده اند.