تبليغاتX
در برابر سینما - ما همه خوبيم
سینمایی

 

بهمن 85 در مراسم اختتاميه جشنواره فيلم فجر .

حبيب الله كاسه سازتهيه كنندي فيلم اخراجي ها براي گرفتن سيمرغ بلورين بهترين فيلم از ديد تماشاگران بر روي سن رفت . و زماني كه طلايي ترين سيمرغ جشنواره را گرفت از كارگردان فيلمش مسعود ده نمكي خواست به روي سن بيايد تا به پاس تشكر از زحماتش سيمرغ را به او اهدا كند. اما ده نمكي از آمدن به روي سن امتناع كرد و زماني كه با اصرار مجري جشنواره و حبيب كاسه ساز مواجه شد به روي سن آمد اما بر خلاف عرف جشنواره به پشت تريبون رفت و با لحني مظلومانه و مدعيانه به راي منتقدان و داوران جشنواره انتقاد كرد . و ادعا كرد كه حق فيلم او بيش از اين ها بوده ده نمكي كه پيش از اين به عنوان مستند ساز( مستند فقر و فحشا ) شناخته مي شد. موفق شد جو حاكم بر سالن را به نفع خود آماده و مهيا بسازد تا حدي كه تماشاچيان با هورا كشيدن دست زدن و سوت زدن هاي پي در پي صحبت هاي او را تاييد كردنند و در واقع حق را به او دادند . من هم كه فيلم را نديده بودم با ديدن اين نمايش تا حدي حق را به ده نمكي دادم .

اما...

طي دو سه روز بعد راديو ايران كه طبق معمول گوشه اي از برنامه ي خود را به جشنواره اختصاص داده بود تحت تاثير عمل ده نمكي با جواد طوسي منتقد سينماي ايران گفتگو كرد . جواد طوسي بعد از بررسي كمي و كيفي جشنواره در بخش كوتاهي گفتگوي خود را به رفتار و صحبت هاي مسعود ده نمكي معطوف كرد . و با انتقاد شديد از رفتار گستاخانه ي ده نمكي اين رفتار او را ناشي از آماتور بودن او در سينما و تحت تاثير قرار گرفتن در جو حاكم بر سالن دانست . طوسي در بخشي از كلامش عنوان كرد اخراجي ها اولين كار سينمايي ده نمكي يست و او نبايد انتظار مي داشت كه جوايز ديگر را هم به خود اختصاص بدهد و در پايان هم از تهمتي كه ده نمكي به داوران زده بود ابراز نارضايتي كرد.( اون موقع من باز حق رو به ده نمكي دادم چون به نظرم صحبت جواد طوسي نامعقول بود كارگردان هايي مثل اورسون ولز براي همشهري كين يا جوزپه توناتوره براي سينما پاراديزو در حالي جايزه اسكار بردند كه اولين فيلمشون بود).

چند وقت بعد اخراجي ها اكران عمومي شد .

خبرها ي سينمايي از همه جا ميرسيد فيلم كذا ركورد پر فروش ترين فيلم تاريخ سينماي ايران رو هم شكست . اينقدر تبليغ شد كه ديدن فيلم ضروري به نظر مي رسيد . بلاخره قسمت به ديدن فيلم شد . شروع فيلم كليشه اي بود اما هنوز براي قضاوت زود بود .

بخش اول فيلم يعني تا جايي كه گروه اخراجي ها به جبهه اعزام شدند راضي كننده بود . اما روايت داستان در صحنه هاي جبهه و جنگ برايم آشنا بود . گاهي اعمال و رفتار اخراجي ها در جبهه باعث خنده مي شد اما باز احساس مي كردم فلان صحنه يا فلان ديالوگ برايم آشناست . يه كم فكر كردم متوجه شدم كه فلان صحنه رو قبلا تو يه فيلم جنگي كه در همون سالهاي جنگ ساخته شده بود ديدم ( همون فيلم هاي احساسي كه كه معلوم نبود فيلم جنگي يا ملودرام). يا بيشتر كه دقت كردم متوجه شدم فلان ديالوگي كه اوسيوند گفت رو قبلا به صورت لطيفه ( جك ) شنيده بودم . فيلم كه تموم شد مات و مبهوت مونده بودم كه كجاي اين فيلم باعث شده كه اين همه استقبال ازش بشه. چون به نظرم به جز بازي ها فيلم چيز ديگه اي نداشت . كارگرداني و فيلمنامه كه اگه نگم افتضاح بود مجبورم بگم بي خود بود .

اصلا كارگرداني حرفي براي گفتن نداشت و تنها چيزي كه باعث مي شد يك بار ديدن فيلم ارزش داشته باشه بازي هاي زيبا بود . كامبيز ديرباز / امين حيايي / جواد هاشمي/ علی اوسيوند /ارژنگ امیر فضلی/ محمد رضا شريفي نيا و اكبر عبدي خيلي خوب هنر خودشون رو به نمايش گذاشتند ولي باز ديدن فيلم با هنر اينها هم بيشتر يك بار لطفي نداشت . حتي كاركتري مثل شخصيت شريفي نيا تكراري بود به شكلي كه كارگردان سعي نكرده بود ديالوگي جديد بسازد و از همان ديالوگ هايي كه قبلا شريفي نيا در دو فيلم دنيا و ازدواج به سبك ايراني استفاده كرده بود بهره جسته و در واقع از كاركتري آماده سود برده بود .( كاري غير حرفه اي كه به شخصيت هنري كارگردان لطمه مي زند )

اخراجي ها اولين فيلمي نبود كه جنگ رو با طنز بيان مي كرد. قبلا كمال تبريزي در اين ژانر فيلمي در خور ستايش ساخته بود( ليلي با من است ) . در ليلي با من است بار طنز فيلم تماما با پرويز پرستويي بود . اين فيلم نه تنها در كارگرداني و فيلمنامه يك بود . بلكه دكوپاژ و ميزانسن هاي اين فيلم به بهترين شكل خود رعايت شده بود . علاوه بر آن ديالوگ هاي دسته اول به همراه بازي به ياد ماندني پرستويي تشكيل خنده دار ترين صحنه ها رو مي داد . به نظرم اگر ليلي با من است را در ژانر فيلم هاي معنا گرا قرار دهيم اشتباه نكرده ايم . چون بر خلاف اخراجي ها كه پيام اخلاقي خود را به بدترين وكليشه اي ترين شكل ممكن بيان كرده بود ليلي با من است با نحوه ي بيان طنز و پيام اخلاقي خود به عنوان يك فيلم جريان ساز در سينماي ايران مطرح شد.

با اين تفاسير كوتاه و ناقص اعتقاد دارم اگر قرار بود اخراجي ها و ليلي با من است در زمان حال اكران مي شد ليلي با من است به جاي 2 ميليارد فروش اخراجي ها بايد بيشتر از اين هافروش مي كرد.

ذكر اين نكته را لازم مي دانم كه بنده قصد جسارت به فيلم ده نمكي را نداشتم اما فكر مي كنم ميزان فروش بايد با خود فيلم تناسب داشته باشد. كه ارزش هنري اخراجي ها به مراتب پايين تر از ميزان موفقيتش در گيشه هست . و به اين نتيجه مي رسيم كه صحبت جواد طوسي منتقد برجسته سينماي ايران درست بوده است .

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 0:35  توسط سعید  |