|
سینمایی
|
نام: ابراهیم حاتمی کیا

...............................................
متولد 1340در تهران. فارغ التحصیل فیلمنامه نویسی از دانشگاه هنر.
با ساخت فیلمهای کوتاه و مستند در رابطه با سینمای جنگ آغاز کرد. فیلمهای جنگی او از بهترینها به شمار می آیند. او یکی از بهترین کارگردانان دهه هفتاد سینمای ایران به حساب می آید. هر فیلم واکنشهای اغلب مثبت را در پی دارد. او برای ساخت فیلم آژانس شیشه ای جایزه بهترین فیلمنامه و کارگردانی را از شانزدهمین جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. در ضمن در دوره های برگزاری جشنواره فیلم فجر به فیلمهای او (خاکستر سبز، روبان قرمز و ارتفاع پست) بی احترامی هم شده است.
بخشی از فیلم شناسی
هويت 1365
ديده بان 1367
مهاجر 1368
وصل نيكان 1370
از كرخه تا راين 1371
خاكستر سبز 1372
بوي پيراهن يوسف 1373-74
برج مينو 1375
آژانس شيشه اي 1376
روبان قرمز 1377
موج مرده 1378-79
مجموعه خاك سرخ 1379-80
ارتفاع پست 1380
به رنگ ارغوان 1383
به نام پدر 1384
معرفي فيلم
**********************************************************************
وصل نیکان :
خلاصه داستان :
در زمانی که دشمن شهرها را بمباران می کند، جوانی به نام امیر، که از افراد گروه مهار کردن موشک های عمل نکرده است، تصمیم دارد با مریم ازدواج کند.
موعد عقد آن دو روزی است که دشمن تهدید کرده شهر را با خاک یکسان خواهد کرد. در بحبوحه ای که همه در فکر نجات جان خود و گریختن از شهر هستند امیر اصرار دارد جشن ازدواج در روز مقرر برگزار شود. از اطرافیان آنها کسی حاضر به ماندن در شهر و شرکت در مراسم نیست. امیر موشکی را خنثی می کند، اما خودش مجروح می شود. مریم در بیمارستان، موقعی که امیر زیر چادر اکسیژن است، به ملاقات او می رود
**********************************************************************
از کرخه تا راین
خلاصه داستان :
سعید که بر اثر بمب های شیمیایی نابینا شده به همراه گروهی از همرزمانش برای معالجه به آلمان اعزام می شود. لیلا خواهر سعید که سال هاست در آلمان با شوهر آلمانی و پسرشان یوناس (یونس) زندگی می کند، سعید را در آسایشگاه می بیند. بین سعید و یونس رابطه عاطفی عمیقی برقرار می شود. یکی از همرزمان بسیجی سعید قصد دارد پناهندگی کشور دیگری را بپذیرد و سعید و دوستان دیگرش نسبت به عمل او معترض هستند. با کوشش های پزشکان متخصص یکی از چشم های سعید معالجه می شود اما آزمایش هایی که بر روی او انجام می شود روشن می کند که سعید بر اثر گازهای شیمیایی مبتلا به نوعی سرطان خون شده است. همسر او در ایران زایمان می کند و سعید پس از معالجه ای نافرجام می میرد و پس از مرگ او خواهرش لیلا عازم ایران می شود
********************************************************************
خاکستر سبز

خلاصه داستان :
هادی برای تحقیق درباره فیلم جدیدش که ماجرای آن در بوسنی می گذرد با دوربین ویدیویی عازم آن کشور می شود. عکاسی به نام عزیز از خود یک نوار صوت به جا گذاشته و وصیت کرده که هادی به دنبال دختری به نام فاطمه بگردد که عکسش در اختیار هادی قرار گرفته و پس از ملاقات با او نیمه پلاکش را از او بگیرد. هادی در طول سفر با حنیفه آشنا می شود که اهل بوسنی است و زبان فارسی می داند. حنیفه هادی را برای عبور از مرز کرواسی یاری می دهد و با او برای یافتن فاطمه کوشش می کند. هادی در می یابد که عزیزقصد داشته با فاطمه ازدواج کند و او را به ایران بیاورد. اصغر دوست مشترک هادی و عزیز ماجرای عزیز و فاطمه را فراموش شده می داند و از هادی می خواهد از پیگیری ماجرا دست بردارد. هادی که همچنان در قصد خود مصمم است توسط نیروهای کرواسی دستگیر و مجبور به خروج از این کشور می شود. هادی و اصغر و حنیفه در بوسنی به جبهه نبرد با صرب ها می روند. هادی مجروح و با چشمان آسیب دیده به پشت جبهه منتقل می شود. او خانه فاطمه را که بر اثر انفجار نابود شده می یابد و سپس به بیمارستان اعزام می شود. فاطمه در درمانگاه ، نیمه پلاک عزیز را که از دست هادی به زمین افتاده پیدا می کند اما نشانی از او نمی یابد
************************************************************************
بوی پیراهن یوسف
خلاصه داستان :
دایی غفور برخلاف دیگران که اعتقاد دارند پسرش یوسف که پلاکش را از شکم کوسه درآورده اند شهید شده ، معتقد است که پسرش هنوز زنده است. شبی دایی غفور که راننده فرودگاه است دختری بنام شیرین را که از فرانسه می آید سوار می کند و متوجه می شود که برادر شیرین بنام خسرو قرار است همینروزها آزاد شود. و شیرین هم منتظر آزادی برادرش است. دایی غفور به این دلیل به شیرین احساس نزدیکی می کند. به دایی غفور خبر می رسد که خسرو توسط عراقی ها کشته شده. اما دایی غفور این خبر را به شیرین نمی دهد و برخلاف واقعیت خانه شیرین را چراغانی می کند. شیرین به محض اینکه از واقعیت خبردار می شود از دایی غفور دلگیر شده و قصد رفتن از ایران را دارد. اما داماد دایی غفور که معالجه خود را نیمه کاره رها کرده و به ایران آمده تا به مرز برود و شاهد آزادی اسرا باشد خبر می دهد که اسم خسرو در لیست آزاد شده هاست. دایی غفور شیرین را از رفتن به فرانسه باز می دارد و او را شبانه با خود به مرز قصر شیرین می برد. صبح روز بعد که اسرا آزاد می شوند شیرین یوسف را در میان اسرا می بیند و ...
***********************************************************************
برج مينو
خلاصه داستان :
موسی در آستانه زندگی مشترکش با مینو نامه ای دریافت می کند که در آن از او خواسته شده به عنوان تنها بازمانده دکل دیده بانی ققنوس، برای جمع آوری دکل به جزیره مینو برود. منصور، برادر مینو در آن دکل شهید شده و موسی در منطقه خاطراتش را از او و جنگ برای مینو مرور می کند و تا لحظه شهادت منصور را شرح می دهد. مینو موقع پایین آمدن از دکل سقوط می کند و زخمی میشود. مینو پس از چهار روز در بیمارستان به هوش می آید و با پیغامی از موسی مواجه می شود که او را به دلیل تعارض زندگی مرفه فعلی اش با دوره جنگ ترک کرده است. مینو به دکل ققنوس می ود و به موسی در برچیدن دکل کمک می کند .
**********************************************************************
آژانس شيشه اي
خلاصه داستان :
حاج کاظم دوست همرزمش عباس را پس از سال ها در یکی از خیابان های شلوغ تهران می بیند. عباس با همسرش نرگس برای مداوای ترکشی که در گردن دارد عازم بیمارستان است. حاج کاظم که با اتومبیلش مسافرکشی می کند، او را به بیمارستان می برد و پزشک معالج وضعیت عباس را بحرانی تشخیص میدهد. و اصرار می کند که در اسرع وقت عباس به بیمارستانی در لندن منتقل شود. زن و شوهر در خانه حاج کاظم ساکن می شوند تا مقدمات سفر مهیا شود. بهمن پزشک همرزمشان ویزای سفر را تهیه میکند و حاج کاظم نیز با فروش اتومبیل خود درصدد تهیه هزینه بلیط هواپیما است. خریدار اتومبیل به وعده اش عمل نمی کند و حاج کاظم پس از مرافعه با رئیس آژانس کاکتوس که قصد دارد بلیت رزور شده کاظم وعباس را به شخص دیگری واگذار کند، با گرفتن اسلحه یک سرباز وظیفه افرادی را که در آژانس هستند به عنوان شاهد نگه می دارد تا امکان سفرعباس و خودش به لندن فراهم شود. دو مامور امنیتی به نام های احمد همرزم حاج کاظم و سلحشور وارد ماجرا می شوند و پس از گفت و گو عده ای از شاهدان آزاد می شوند. سلحشور در مقابله با حاج کاظم معتقد به شدت عمل است. اما احمد به شیوه خود غائله را فیصله می دهد و همراه با حاج کاظم و عباس به سوی لندن پرواز می کند. قبل از خروج ازهواپیما از مرز هوایی کشور، هنگام تحویل سال نو، عباس جان می سپرد .
***************************************************************
روبان قرمز
خلاصه داستان :
محبوبه زن جوان و جنگ زده اي است که پس از پايان جنگ تک و وتنها به مزرعه ويران شده اش در جنوب مي رود. داود مامور خشن خنثي سازي ميين هاي زمان جنگ مانع ورود محبوبه به خانه اش مي شود. به تدريج قاسم و دوست افغاني اش به نام جمعه که شديدا به لحاظ فکري متفاوت از داود است به محبوبه علاقمند مي شوند و هر يک به شيوه خود اين علاقه را ابراز مي کنند
****************************************************************
موج مرده
خلاصه داستان :
یک فرمانده نیروی دریایی سپاه به نوعی با نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس درگیر میشود. اما در همین حال ، مشکلاتی برای یکی از فرزندانش پیش می آید...
****************************************************************
ارتفاع پست
خلاصه داستان :
ماجراي افرادي كه به دنبال كار به بندرعباس مي روند اما در بين راه هواپيما را و ساير سرنشينان را به گروگان مي گيرند و ...
****************************************************************
به رنگ ارغوان
خلاصه داستان :
بهزاد مامور امینتی به دنبال دستگیری یک عامل نفوذی به نام شفق که برای دیدن دخترش بطور پنهانی وارد ایران شده، ارغوان (دختر شفق) را بشکلی کاملا حرفه ای زیر نظر می گیرد. در این میان رابطه ای عاطفی بین او و ارغوان شکل می گیرد و ...
****************************************************************
به نام پدر
خلاصه داستان : ماجرا ي داستان بين پدر و دختريست كه در مناطق جنگ زده زندگي مي كنند . پي حادثه ي پاي دختر روي مين مي رود كه نهايتا پزشكان مجبور به قطع پاي دختر(گلشيفته فراهاني ) مي شوند. اين مين همان ميني است كه پدر ( پرستويي) در سالهاي جنگ براي نيروهاي بعثي كاشته .
***************************************************************
خاك سرخ

خلاصه داستان :
دختر كه پس از سالها زندگي در خانواده ي ثروتمند متوجه مي شود خانواده ي اصلي او در خوزستان زندگي مي كنند به همرا ه همسر خود راهي خوزستان مي شود . اما زمان حركت آنها همزمان با شروع جنگ است در اين راه همسر خود را از دست مي دهد و نهايتا پس از تحمل روزها سختي و مشقت رزست زماني كه خرمشهر سقوط مي كند با فداكاري در خود مادر و خواهر خود را ملاقات مي كند.
بي شك خاك سرخ تاثير گذارترين سريال جنگي ست كه تا كنون در سيما ساخته شده حاتمي كيا فيلم خود را بودن استفاده از جنگ ساخته و پر داخته مي كند و داستان خود را روايت مي كند و در پايان با اشاره به محوريت جنگ در بطن داستان سقوط خرمشهر را به تصوير مي كشد. صحنه هاي پاياني فيلم به قدري تاثير گذار است كه باعث مي شود بيننده خود را در ميدان جنگ قرار دهد و با تمام وجود غم از دست رفتن خرمشهر و شادي وصال خانواده را درك مي كند .
بی شک حاتمی کیا صاحب سبک و تاثیر گذار ترین گارگردان در زمینه دفاع مقدس می باشد